دوست چقدر مفهوم پیچیده ایستدوست همانیست که باهاش توی پارک تاب بازی میکنی، همانی که با هم پاک کن و مداد میتهیه، زنگ تفریح ها را با هم میگذرانید و در مدرسه روی یک نیمکت مینشینید. دوست همانیست که بعد از مدرسه هنوز به خانه نرسیده تلفن را برمیدارید و ساعتها حرف میزنید و باز هم حرفهایتان تمامی ندارد.
بزرگتر که میشوید کوله پشتی هایتان را یکسان میتهیه و گاهی اشتباهی به خانه میبرید، بعد از کلاسها به لوازم تحریری میروید و پولهایتان را روی هم میگذارید تا یک آشغالی بتهیه، از این کلاس به آن کلاس، این کلاس
برچسب:
نویسنده: مهراد کوشکی
شما یک روانشناس هستید. بیمار شما مرد ۵۰ ساله و بازنشسته بانک است که عنوان میکند همسرش به او خیانت کرده. از نظر شما نیز این حرف درست نیست و ایشان دلیل کافی ندارد.او به شما چه گفته است؟ساعتم را نگاه کردم، ۲:۵۳. با خودم گفتم خب حداقل ۷ دقیقه ی دیگر وقت دارم. دکمه ی چای ساز را زدم، تا آب جوش بیاید پرده ها را زدم بالا که از نور بعد از ظهر بهره ی بیشتری ببرم. تا مجبور نمیشدم دوست نداشتم چراغ ها را روشن کنم. چایی با تی بگ درست کردم و تی بگ را انداختم دور. تازه روی مبل نشسته بودم و لم داده بودم که دی
برچسب:
نویسنده: مهراد کوشکی